| یکشنبه 17 مهر1390 ساعت: 20:50 | توسط:فرزانه | ||||
| برای آن عاشق بیدلی می نویسم که حرمت اشکهایم را ندانست چه روزها و شبهایی را که با یادش سپری کردم مونس و یاور تنهایی هایش شدم برای آن می نویسم که روزی دلش مهربان بود مي نوسيم تا بداند دل شكستن هنر نيست نه ديگر نگاهم را برايش هديه مي كنم و نه ديگر دم از فاصله ها مي زنم و نه با شعرهايم دلتنگي ها را فرياد مي زنم مي نويسم شايد نامهرباني هايش را باورکند برای آن می نویسم که معنای انتظار را ندانست پس کجایی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟چرا می خوای اتیشم بزنی؟؟؟؟؟؟؟ چرا ادیتم میکنی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟میدونی چند روز چرا نبودم؟؟؟؟؟؟؟ اصلا گر باباش هر کی میخواد باشه به من چه | |||||
| وب سایت پست الکترونیک | [ نظر خصوصی ] | ||||
| [عنوان ندارد] | |||||
[ شنبه یکم بهمن 1390 ] [ 12:55 ] [ تنها ]
[
]
